محمد پوریا محمد پوریا ، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 16 روز سن داره

پوریا امید زندگی مامانی و بابایی

شیرینکم بی تو میمیرم

1390/10/23 18:34
1,304 بازدید
اشتراک گذاری

سلام 

بالاخره ما اومدیم  اونم بعد از کلی اتفاق و خبر ،اول از همه بگم قرار بود اسباب کشی کنیم که  این کار با موفقیت انجام شد محمد پوریای شیطون بلای مامان هم کلی اذیت و کلی هم خوشگذرونی کرد .

قبل از اینکه امتحانامون شروع بشه تندی همه وسایلا رو جمع کردیم و ... روزهای اول بعد اسباب کشی چون خونه خیلی سرد بود حدودا یه 4روزی رو خونه مامانیشون اطراق کردیم تا اینکه بابا جون تمام پنجره هارو با کمک عمو  محمد پلاستیک کرد و با روشن شدن بخاریها خونه هم گرم شد و ما هم بعد از کلی کیف و حال اومدیم ولی خودمونیما چقدر از مستاجری بدم میاد خدا به همه ما مستاجرا یه صبر بزرگ بده تا تحمل کنیم  آخه کی ما هم خونه  دار میشیم به قول آقامون هر چی صلاحه خداست.

آره داشتم میگفتم با استقرار یافتنمون و  شروع امتحانا من و بابایی خیلی کم عسلمون رو  تحویل میگیریم و  از این بابت خودمون هم عذاب میکشیم بهت قول دادم که امتحانا که تموم بشه ببرمت پارک و باهات اونقده بازی کنم که از خستگی خودت بگی مامان جون بس .

خیلی حرفها و کلمه های قشنگ جدید میگی مثلا : کامپیوتر (کامپیتر ) ،I love you(آلا ولا)،کوچولوی من (اوچولوی من)،بادکنک (باکنک)،پتو(پتو)

یاد گرفتن یه حرکت جدید با توپ با دستت توپو بر میداری و میندازی بالا ،حالا یا با پا یا با دست میزنی زیرش تا بره بالا و کلی ذوق میکنی

عاشق نقاشی کردنی و هر وقت میبینی ما داریم درس میخونیم یه دفتر یا برگه  بر میداری و شروع میکنی به نقاشی کردن همش یا خط یا دایره و نقطه به قول خودت جوجو ، ماهی ، گل

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (10)

تینا
25 دی 90 15:50
سلام دوست خوبم امیدوارم زودتر خونه داربشین ماشالا چه پسری ! چه نقاشیایی هم میکشه
مامان یسنا
26 دی 90 15:25
ایشالا که دفعه بعد اسباب کشی کنین خونه خودتون!! پوریا جونم بذار مامان درسشو بخونه
عمه جون
29 دی 90 14:36
سلام. چطوری پوریاجان؟داری با این حرف زدنات حسابی دلبری می کنیا.
مامان پرنیا جون
5 بهمن 90 9:17
خسته نباشی عزیزم خانومم انشالله اخرین اسباب کشی باشه و سال دیگه تو خونه خودتون برین عزیزم ماشالله به این پوریا طلا چه قدر خوشکلی خاله جون
خاله جون
13 بهمن 90 14:47
سلام عزیزم دلمون واسه پوریا جون تنگ شده بود انشالله که دفعه ی بعد به خونه ی خودتون اسباب کشی کنید. موففففففففففففففق باشید پوریا جون به زبون خودت میگم (آلا ولا)
maman ranai
15 بهمن 90 17:32
ثمین
19 بهمن 90 21:10
سلام اومدم ازتون دعوت کنم تا از نمایشگاه هفت سین دنیای نفیس دیدن کنید منتظرتون هستم
رادین عشق زندگی
17 اسفند 90 10:35
سلام پوریا جون تولدت مبارک اقا
مامان علی خوشتیپ
17 اسفند 90 12:46
تولدت مبارک عزیزم.الهی 120 ساله شی
پرنیا جون و مامانش
18 اسفند 90 10:07
کجای مادر مهربون نیستی دلواپس شدیم عزیزم